تبليغاتX
بانوی دو گیتی ، زهراء

 

 

بانوی دو گیتی ، زهراء

خانواده در قرآن


 اهمیت خانواده در قرآن کریم

خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی و زیربنای جوامع و منشأ فرهنگ ها و تمدن ها در تاریخ بشر بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن، موجب دورشدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطۀ هلاکت و ضلالت بوده است.(۱)
 
بعد از انقلاب صنعتی غرب و به طور عمده بعد از انقلاب کبیر فرانسه، ظهور جریان های فمینیسم و متعاقب آن تصویب کنوانسیون رفع تبعیض بر ضد زنان و قوانینی از این دست، ضربۀاساسی و مهلکی بر پیکره خانواده در غرب وارد شد (۲) و عوارضی همچون ابتلای جوانان به بیماری هایی پرشمار از جمله ایدز، اعتیاد، افزایش آمار طلاق و ظهور فرزندان بی هویت در اثر رواج بی بندوباری جنسی و متعاقب آن ارتکاب جرائم و مفاسد اجتماعی- اخلاقی از سوی چنین افرادی، جامعه را دچار تشنج و بحران ساخته و چون نیک بنگریم ریشه و اساس همۀ این نابهنجاری های اجتماعی به خانواده و آسیب پذیر شدن این نهاد اجتماعی مهم برمی گردد، که البته عوامل پرشماری در فروپاشی آن دخیل بوده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- بی توجهی به تفاوت های طبیعی زن و مرد و اصرار بر تساوی آنها ازهرجهت.
۲ -فرار از مسئولیت های تشکیل خانواده به خاطر مشکلات زندگی مشترک.
۳- بالا رفتن سن ازدواج و پائین آمدن تحمل و بردباری انسان ها و در نتیجه بالا رفتن آمار طلاق که از نشانه های فروپاشی نظام خانواده است.
۴- افزایش خشونت و بهره جویی های جنسی در اثر تبلیغات سازمان یافته.(۳)
۵- نبود فرهنگ متعالی و ارزشمند و نوع نگرش های متفاوت به امر ازدواج و تشکیل خانواده در جامعه.

در واقع عواملی نظیر موارد یاد شده موجب شده که خانواده هایی هم که با وجود چنین جوّی شکل گرفته اند، از صمیمیت و تعاون و شادابی مطرح در منابع اصیل اسلامی و مکتبی برخوردار نباشند.(4)

همان طورکه گفتیم خانواده واحد بنیادین جامعه وکانون اصلی رشد و تعالی انسان است و تربیت و عواطف اجتماعی به عنوان مهم ترین ویژگی نظام انسانی، از خانواده نشأت می گیرد و توجه به نقش محوری زن به عنوان محور عاطفه و تربیت و نقش محوری مرد در امر تربیت و تأمین معیشت و اداره زندگی امری ضروری است.(۵)
 
در شرایط کنونی همۀ دلسوزان جوامع مختلف در تلاش اند که راهکارهای اساسی سالم سازی خانواده ها و حفظ و استحکام بنیان آنها را دریابند و با ارائه آن به جامعه خود اوضاع بحرانی موجود را تا حدی کنترل کرده و از تشنج درآن و به دنبال آن بحران در جامعه بکاهند، که در این راستا بازگشت به فرهنگ اصیل اسلام درجامعه ما ضروری است؛ آئینی که بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت و مهد مودّت و رحمت می شمرد(۶)

 
    یا زهرا مددی !

 


ادامه مطلب

زیبایی از جنس پاکی وحضور!


 هو المحبوب


  سبک!

سبکی از جنس پاکی،
سبکی از جنس بلور،

سبکی از جنس سفید...

  آرامش!

آرامشی از جنس انس،

آرامشی از جنس حبّ،

آرامشی از جنس عشق...

  محبوبم !


نمی دانم در چه عالمی، مقامی یا حالی بسر می برم ؟!

فقط می دانم که؛

مملو از آرامشم،

مملو از احساسم،

مملو از انسم،

مملو از عشقم،

مملو از عزّتم،

مملو از وصالم،

مملو از ....

چقدر سربلندم!


نمی دانم،

نمی دانم در چه عالمی، مقامی یا حالی بسر می برم ؟!

فقط می دانم که؛

همه چیز زیباست

زیبایی از جنس پاکی وحضور!


  محبوبم !

نمی دانم چگونه توصیفت کنم؟

نمی دانم در قلب عاشقم چگونه توصیف شده ای؟!

فقط می دانم که،

زیبا ترینی،

مهربان ترینی،

محبوب ترینی،

عالم ترینی،

آگاه ترینی،

توانا ترینی،

قهّار ترینی،

و

عاشق ترینی...


نمی دانم در چه عالمی، مقامی یا حالی بسر می برم ؟!

فقط می دانم که؛

در اوج آرامش،

سبکی

و

عشقم

چه لذّتی!


چقدر آرامم !!!

 

الحمد لله

 یا زهرا مددی !



به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود!


 احوال و مقامات عرفا

براى «مقام» و«احوال» تعاريف گوناگونى در كتاب‏هاى اهل عرفان مطرح شده است‏.

به طور كلى فرق «احوال» با «مقامات» در رسوخ و عدم آن است. اگر امرى در سالك وجود
داشته ولى غير ثابت باشد، به آن «حال» گويند و اگر راسخ و ثابت باشد «مقام» گويند.

بنابر تعريف ديگر مى‏توان گفت: منازل و مراحلى را كه عارف وسالک براى رسيدن به مقصود در طريقت - از خلوت و ذكر قلبى و توجه به باطن و مداومت فكر به منظور حصول انصراف از محسوسات وخیالات و چله‏نشينى و گفتن ذكر  و امثال آن از عبادات و مجاهدات و رياضت‏ها - طى مى‏كند،«مقام» نامند. امّا «احوال» ثمره عمل و موهبتى الهى است كه بر اثر كسب مقامات از فضل خداوند متعال و لطف وى به سالك عنايت و تفضّل مى‏شود.(كشف المحجوب، صص‏۲۲۴ - ۲۲۶؛ عوارف المعارف (هامش)، ج‏۴؛ احياء علوم الدين، صص ۲۸۱ و ۴۴۹)
                              
                                لطف الهی بکند کار خویش
                                                          مژدهء رحمت برساند سروش

 
البته آنچه در نزد عارف مهمتر است، مقام مى‏باشد، نه حال، چون مقام ماندنی است و حال گذری ونشانه در راه بودن ومورد توجه بودن محبوب است؛ چنان كه مولوى نيز در ابيات زير به آن اشاره كرده است:


حال چون جلوه ست زآن زيبا عروس
‏وين مقام آن خلوت آمد با عروس‏

جلوه بيند شاه  و غير شاه نيز
وقت خلوت نيست
جز شاه عزيز

جلوه كردن خاص وعامان راعروس
‏خلوت اندر شاه باشد با عروس‏

هست بسيار اهل حال ازصوفيان
‏نادر است اهل مقام اندر ميان‏

(مثنوى معنوى، دفتر۱، ابيات ۱۴۳۵ - ۱۴۳۸)

سخن پایانی را از زبان حافظ  بیان می کنم:


                                گر چه وصالش نه به کوشش دهند

                                                                    هر قدر ای دل که توانی بکوش

                                 لطف خدا بیشتر از جرم ماست

                                                                    نکتهء سر بسته چه دانی خموش

                                 گوش من  و حلقهء گیسوی یار

                                                                    روی من و خاک در میفروش

 یا زهرا مددی!

 



وصال محبوب

 
 راه های قرب به خدای متعال

رسيدن به خداوند منحصر در يك راه و طريق نمي باشد، بلكه راه هاي متعدد و فراواني براي رسيدن به حق وجود دارد كه هر كس از يكي از آن راه ها مي تواند به خداوند برسد.
به طور كلي راه هاي رسيدن و شناخت خداوند، سه نوع است:
الف- راه دل يا راه فطرت.
ب - راه حس و علم يا راه طبيعت
ج- راه عقل يا راه استدلال و فلسفه

هر سه طریق قابل جمع است.كساني كه از طريق فطرت و راه دل قصد رسيدن به خداوند و معرفت پروردگار را دارند، آنها نيز راه يكساني را نمي پيمايند، آنها هر كدام به حسب نوع استعداد و ذوق و حالات دروني خويش راهي به سوي خداوند مي پيمايند و سلوك خاصي دارند.

نوع استاد و مشرب و ذوقيات او نيز در تبيين اين راه نقش فراواني دارد. عده اي با ذكر و عده اي با فكر اين راه را طي مي كنند. گروهي اهل محبت به خداوند(جمالی) و دسته اي اهل خوف از خدايند(جلالی). عده اي در متن جامعه به سلوك مشغولند و گروهي ميلشان به انزوا و گوشه نشيني بيشتر است. گروهي مظهر جمال حق و جمعي مظهر جلال اويند. باید گفت همه این طریق ها منتهی به فنا وبقا در وصول به محبوب می شود ودر ضمن طریق برای سالک با توجه به حالش مشخص می کنند که جمالی یا جلالی سیر کند.

البته اين بدين معنا نيست كه هر كس هر روش و طريقي را كه انتخاب و اختيار نمايد، كار و برنامه اش مورد تأييد و امضا مي باشد. عده زيادي از كساني كه ادعاي معرفت و سير و سلوك دارند، روح عمل و برنامه و كارشان با روح شريعت مقدس ناسازگار و گاهي در تضاد كامل است. كساني كه ادعاي عرفان دارند ولي به ظواهر دين و شريعت عمل نمي كنند و براي آن ارزشي قايل نيستند، با روح عرفان و توحيد و معرفت بيگانه اند و گاهي هواپرستي و خودنمايي و مريد پروري را با توحيد و خداپرستي اشتباه مي كنند و هوا را به جاي خدا مي پرستند.

بايد عرفان ناب را از قرآن كريم و آيات توحيدي آن و خطبه هاي نوراني و پرمحتوا و آكنده از توصيه خالص نهج البلاغه و صحيفه سجاديه گرفت. نمونه هاي صادق معرفت و عرفان در زمان ما بزرگاني چون آسید علی آقا قاضی، علامه طباطبايي و حضرت آيت الله بهجت مي باشند كه كمال تعبد و پيروي از شريعت را در همه جنبه هاي آن داشته و دارند و عرفان خود را از سرچشمه زلال و زاينده قرآن و سنت گرفته اند.
البته قرب به خدا داراي مراتب بي شماري است و هر انسان مؤمني داراي مرتبه خاصي از قرب است و کامل ترين و بالاترين مرتبه آن از آن پيامبران و به ويژه آخرين پيامبر خداوند، حضرت محمد(ص) و خاندان و اهل بيت پاک او مي باشد.

بزرگان فرموده اند: در سير و حرکت به سوي خداوند و در قرب به او «طفره» محال است يعني امکان ندارد بدون طي کردن مراحل و منازل و مراتبي که در اين راه وجود دارد به مرحله و مرتبه و منزل بعد وارد شد. البته گاه مي شود که بعضي از مراحل به سرعت طي مي شود و انسان سالک در اثر انجام عمل خالصانه اي مثل ايثار و احسان و عبادت خالصانه و خدمت به پدر و مادر و دستگيري از انساني افتاده و محتاج، جذبه و کشش معنوي خاصي در او ايجاد مي کند که مراحل و منازل قرب را به سرعت طي مي کند و وارد مرحله و منزل بالاتري مي شود به گونه اي که خودش نيز متوجه نمي گردد ولي گاهي طي مراحل و پيمودن منازل، به تدريج و گام به گام است و منازل يکي پس از ديگري پشت سر گذاشته مي شود که اصطلاحا به آن سير و سلوک مي گويند.

به هر حال بندگي و سير و حرکت در راه خداوند نيز قوانين ويژه خود را دارد و چون حرکت از پايين به بالا و از نزول به صعود است تا مراحل قبل پيموده نشود ممکن نيست وارد مرحله بعد شد. معناي راه ميانبر همان انجام اعمال خالصانه و خداپسندي است که به سير انسان سرعت و شتاب زيادي مي بخشد و انسان مراحل را به سرعت مي پيمايد ولي اين که کدام عمل چنين اثري را دارد، اين بستگي کامل به انگيزه، نيت و خلوص انسان در عمل واستعداد معنوی شخص دارد. گاه مي شود دو نفر يک نوع کار و عمل را انجام مي دهند ولي اثر و نتيجه آن تفاوت فراواني با هم دارد با اين که شکل و ظاهر آن عمل در هر دو يکسان و مشابه است ولي چون نوع نيت، خلوص و انگيزه واستعداد معنوی در اين دو فرد مختلف است، اثر و نتيجه آن نيز گوناگون است. بايد دانست که هر عمل نیکی ما را به قرب الهي نزديک تر مي سازد،پس بايد از هيچ کار خير و شايسته اي فرو گذاری نکنيم و هيچ کار خيري را کوچک و ناچيز نشمريم، چنانچه روايات فراواني در اين باره داريم که، انسان مؤمن زيرک از هر عملي براي رسيدن به قرب الهي استفاده شايان مي کند.

البته نکته بسیار مهم در این راه، وجود استادی که خود این طریق را پیموده باشد و تداوم وپایداری در طریق است. باید یک طرفی بود ومعیار همه کارها را رضایت محبوب در نظر گرفت. اینکه گاهی به خاطر رضایت نفس وگاهی به خاطر رضایت حق رفتار کنیم، ما را به قرب محبوب نخواهد رسانید.

در پایان باید متذکر شوم که سیروسلوک وقرب به خدا دو اصل اساسی دارد:

1- انجام واجبات واطاعت از حق

2- ترک محرمات و دوری از هر گناهی

اگر هر کدام از اصول رعایت نشود، در طریق قرب هیچ مقامی حاصل نخواهد شد و هر ذکر و ریاضتی مبتنی به رعایت شدید این دو اصل است.


یا زهرا مددی



سلام آغازین

 

 هوالعزیز

آموخته ام كه : به انسان ها مانند سكوي پرتاب نگاه نكنم.

آموخته ام كه : هرگاه كه ترسيده ام ، شكست خورده ام.

 آموخته ام كه : غرور انسان ها را هرگز نشكنم.

آموخته ام كه : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي كنند.

آموخته ام كه : اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم.

آموخته ام كه : زندگي را از طبيعت بياموزم ، مثل ابر با كرامت باشم . چون بيد متواضع ، چون سرو راست قامت ، مثل صنوبر صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل رود  روان باشم .

 یا زهرا مددی!



افتتاحیه

 
بسم رب الزهراء

یا وجیهه عند الله اشفعی لنا عندالله...

به نام آنکه یادش آرامش دهندهء قلب ها ونامش کلید مشکلات است.

حمد وسپاس مخصوص پروردگاری است که نشانه های قدرتش مانند روز، روشن و انوار حکمتش در شب، درخشان است.


آیتی از خداست معصومه

                           لطف بی انتهاست معصومه

پرتوی از تلالو زهرا

                       گوهری پر بهاست معصومه


اختری در مدار شمس وشموس

                            یعنی اخت الرضاست معصومه


در توسل به عترت و قرآن

                          باب حاجات ماست معصومه

 

میلاد فخر اهل بیت، کریمهء اهل بیت، عالمه، محدثه، شفیعه، امید همهء عاصیان، برطرف کنندهی عذاب،

آیینهء تمام جمال وکمال الطاف خدا، حضرت معصومه -سلام الله علیها- بر عاشقان ولایت مبارک باد.

 

امروز این وبلاگ به یمن میلاد این بانو متولّد شد.