بانوی دو گیتی ، زهراء
هو المحبوب
چند روزی که با من بودی
نه ، تو که همیشه با من هستی
این منم که گه گاهی با تو هستم !
چند روزی که با تو بودم ، چه خوش بودم
چند روزی که با یادت همنشین بودم ، چه آرام بودم
چند روزی که با ذکرت مأنوس بودم ، چه مست بودم
چند روزی ...
با تو بودن برایم
خیلی شیرین بوده و هست
خیلی لذت بخش بوده و هست
خیلی زیبا بوده و هست
هم تو
و
هم مخلوقاتت که در آنها متجلی شده ایی
برایم زیبایید
آری ، گفته بودی که در همه چیز جلوه کرده ایی
امّا ،
نمی دانم چرا بعضی ها از تو جلوه و نوری ندارند !
شاید آن را خاموش کرده اند
یا
با پرده ایی ضخیم آن را پوشانده اند
خیلی حیف است ،
آخه این همه زیبایی و لذت را نمی تونند حس کنند !
امّا ،
در مقابلش
بعضی ها تو را چندین برابر در خود متجلی کرده اند
خود را پاک و زلال کردند
و
از همه تعلقات رهانیده اند
و
پرده و حجاب ها ، حتی نازک هایش را برطرف کرده اند
تا
تمام و کمال متجلی تو باشند
خوش به حال شان
چه سعادتمندند
و
چه خوشبخت !
وقتی اینها را می بینم ، روحم تازه می شود و جلا می گیرد
چون تو را در وجودشان می بینم
چشمان شان عمق دارد و زلال است مانند اقیانوس !
چه خوش بودم
در آن روزگارانی که هر صبحم با دیدن یکی از این برگزیدگانت و درس های او آغاز می شد
و
هر شبم با زمزمه مستی هایی از تو که او آموخته بودم به پایان می بردم
چه خوش روزگاری بود
چه خوش مستی و سر خوشی ایی بود
چقدر دلتنگ تو هستم
و
او که به من راه وصل تو و چگونگی عشق ورزیدن به تو را آموخت
و
مستی و قربش را فدای وصلم کرد
تا تو برایم محبوبی جانی شوی !
ذره ذره آب شد
تا من را به تو برساند
ای محبوب جانی ام !
کمکم کن و دست ناتوانم را بگیر
تا
زحمت های او و تلاش های من به ثمر رسد و بی حاصل نماند !
عاشق شده ام جانا !
عاشق تر ازین خواهم ...
منتظرم
ای محبوب جانی ام !
یا زهرا مددی !
هو المحبوب
کم کم دارند از راه می رسند
باید عجله کنم
نه ،
باید خیلی خیلی عجله کنم
باید خیلی زود آماده شم
باید خیلی زود خونه تکونی کنم
اونم یه خونه تکونیه حسابی !
اونقدر حسابی که دیگه چیزی باقی نمونه
جز
زیبایی
دوستی
صفا
صمیمیت
باور
اعتقاد
ایمان ،
جز
عشق
بله ، عشق !
اگه عشق تو باشه که دیگه چیزی باقی نمی مونه که من بخوام دورش بریزم !!!
می ترسم !
می ترسم که دوباره جا بمونم
یا
بهتر و درست تر بگم
می ترسم که دوباره جام بگذارند و برند !
آخه ، هر کسی رو توی این قافله راه نمی دهند
باید خیلی چیزا داشته باشه ،
باید توشه اش پر باشه از:
لیاقت
وفا
جوانمردی
پایداری
استقامت
پایمردی
شهامت
ایمان
و هر چه خوبی ست ،
اما ، من که هنوز توشه ام خالیه !
فقط ، اینبار یه چیزی دارم که با همۀ اینها برابری می کنه
نه ،
از همه شون سنگین تره !
اونم
عشق تو ست
در قلب و جانم ،
که سرچشمۀ تمام عشق ها ، خوبی ها و زیبایی هاست.
من تو را بر خانۀ دل نقش کردم
نقش کردنی که اگر روزی این خانه ویران شود آن نقش بر دیوارش باقی خواهد ماند ،
ای محبوب جانی ام !
نقش کردم رخ زیبای تو بر خانۀ دل خانه ویران شد وآن نقش به دیوار بماند
یا زهرا جان مددی !
نقش حضرت زهراء(س)در تغییر محور ارزش های اجتماعی
ارزشهای اجتماعی در هر جامعه عبارت است از زنجیره ای از بایدها و نبایدها در زمینه روابط اجتماعی انسانها كه در طول زمان ها و بنا به مقتضیات اجتماعی هر منطقه، سازمان یافته است . این ارزش ها به میزان بهره مندی از شرایط مطلوب یا نا مطلوب سیاسی، فرهنگی و اجتماعی متفاوت بوده و در تعیین و تركیب آنها عواملی مانند استقلال سیاسی و فرهنگی ، روابط اقتصادی و حتی شرایط اقلیمی و جغرافیایی حضور داشته و بهره مندی از عامل مهم اعتقاد به ادیان الهی و یا خرافی در جهت گیری شكل و ساختار هر یك از عوامل یاد شده تعیین كننده بوده است.
حضرت زهراء(س) درجامعه ای متولد می شود كه فاقد هر یك از عوامل مهم برای شكل گیری یك نظام ارزشمند در تعیین ارزشهای اجتماعی است به نحوی كه به اقرار تاریخ نگاران و پژوهشگران در تعریف از عربستان قبل از اسلام آن را جامعه ای بدوی و عاری از ارزشهای انسانی دانسته اند.
یا زهرا جان مددی !
ارزشهاي اخلاقي از ديدگاه حضرت زهراء (س)
طليعه
مهمترين گام در تحقق خواسته هاي حقيقي زندگي، آن است كه نخست بدانيم: «چه» ميخواهيم؟ و «چرا» ميخواهيم؟ اين بينش موجب ميشود كه هرگز به جزئيات زندگي نپردازيم و عمر خود را تباه نكنيم و يا نيمه اول زندگي را صرف انتظار كشيدن براي نيمه دوم و نيمه دوم را صرف حسرت خوردن براي نيمه نخست نكنيم! هزاران آفرين بر كساني كه بيش از ديگران «خود» را «كشف» ميكنند و در پي آن هستند كه با تغيير نگاه و نگرش به «خود»، «خلقت» و «خداوند»، تمامي زندگي و دنياي اطراف خويش را با چشماني سرشار از شناخت و روشنايي بنگرند؛ اينان هيچ گاه در كوچه پس كوچه هاي سرگرداني، حيرت و پشيماني ديده نميشوند و زندگي خويش را دقايق و لحظه هايي ميدانند كه در آن به سر ميبرند، از اينرو هميشه و هر حال شادمان و خرسند به امروز مينگرند و پراميد فردا را انتظار ميكشند.
یا زهرا جان مددی !
مقام حضرت زهراء
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میكنند كه فرمود:
«انا و علی و فاطمهٔ والحسن والحسین یوم القیامهٔ فی قبهٔ تحت العرش»؛
«جایگاه من و علی و فاطمه و حسن و حسین روز قیامت در قبهای است كه زیر عرش قرار دارد.»
مقام زهراء علیهاالسلام در بهشت با مقام پیامبر و علی و حسنین علیهمالسلام یكسان است. یکی از مناقب بیبی دو عالم، اشتراك شان با پیامبر اكرم و امیرالمؤمنین و حسنین علیهمالسلام است در مقامات و درجاتی كه مخصوص و منحصر میباشد به پنج تن آلعبا. با دقت در این دسته روایات كاملاً روشن میشود كه آنان را مقام و مركزیت خاصی است، و هرگز هیچ بشری را به آن درجات والا راه نیست.
یا زهرا جان مددی !
حضرت زهراء (علیهاالسلام) ؛ علّت خلقت
ضمن روایات فراوانی آمده است که اساس و علّت خلقت، اهل بیت علیهم السلام هستند. خداوند به پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم؛ و رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت زهرا(س) فرمود: اگر تو نبودی خداوند زمین و آسمان را خلق نمی کرد.
روایات ذکر شده است بعد از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین و ناله و زاری کردن او، خداوند کلماتی را به وی آموخت و افرادی را به حضرت معرفی کرد که آنها را علل خلقت هستی معرفی نمود.
" فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه." (بقره / ۳۷)
پس حضرت آدم (ع) از حضرت حق کلماتی را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله - قبول - توبه خویش قرار داد.
درباره این آیه احادیثی نقل شده که بسیار فوق العاده است و با توجه به آیه مذکور و این روایات، انسان می تواند به خوبی درک نماید که حضرت صدیقه علیهاالسلام، علّت خلقت است و یکی از اسباب آفرینش جهان می باشد؛ یعنی همانطور که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یکی از علل آفرینش است و معقول نیست کسی علّت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.
یا زهرا مددی !
هو المحبوب
چه روز خوبی
چه عطر جانفزایی
چه فضای خوشی
چه جمعیت انبوهی
چه پیشوای راهبری
چه پیرو راهروی
چه یاران دل انگیزی
چه مولای مهربانی !
چه خوش است روز و شب
دائما
از تو بگویم
و
از تو بخواهم
که تویی یاور همه
که تویی دست گیر همه
که تویی مولای همه !
چقدر خوشم
چقدر خوشبختم
چقدر سرافرازم
چقدر سربلندم
که مقتدا و مولایم
تو أیی ،
علی جان !
غدیرت مبارک مولا جان ،
روزی که نامش در آسمان روز عهد معهود
و
در زمین روز میثاق مأخوذ و جمع مشهود است
جمع مشهود !!
آری ،
علی جان !
مولایی و سروریت مبارک ،
فاطمه جان !
پیشوایی و رهبری همسرت علی مبارک ،
شیعیان و عاشقان مولایم علی !
امیرالمؤمنینی و مولایی آقاتون مبارک
و
شیعه شدن خودتون مبارک !
یا زهرا جان مددی !
حضرت زهراء (س) تجسم رضایت و سخط الهی
نوشتاری از حضرت آیت الله وحید خراسانی
" فاطمه(س) پارهٔ تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگین كرده است."
میخواهیم در مورد این حدیث بحث و بررسی كنیم، حدیثی كه یك فقیه سنی آنرا روایت میكند و در میان فقهای اهل سنّت، سند این حدیث صحیح و از درجهٔ بالایی برخوردار است.
مقام صدیقه كبری فاطمه زهرا(س) مقام بسیار بزرگی است، ایشان بر گردن مسلمانان حق بزرگی دارند، ولی متأسفانه آنگونه كه مستحق است این حق را ادا نكردهایم. از آن میترسم كه محكمهای در دنیا كه قاضی آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و یا در آخرت كه قاضی آن خداوند تبارك و تعالی باشد تشكیل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند كه آیا برای ادای حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) كاری انجام دادهاید؟ حتی به مقدار اعتراف یك فقیه سنی؟ میترسم كه آن زمان جوابی نداشته باشیم!
یا زهرا جان مددی !