تبليغاتX
بانوی دو گیتی ، زهراء

 

 

بانوی دو گیتی ، زهراء

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ اَبيها ، وَ بَعْلِها وَ بَنيها ، بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ


هو المحبوب

بسم اللَّه الرحمن الرحيم

یا حى يا قيوم برحمتك استغيث فأغثنى و لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا و اصلح لى شأنى كله.
اللَّهم بحقِّ العرش و من علاه، و بحقِّ الوحى و من اوحاه، و بحقِّ النَّبى و من نبَّاه، و بحقِّ البيت و من بناه، يا سامع كلِّ صوتٍ، يا جامع كُلِّ فوتٍ، يا بارى‏ءَ النُّفوس بعدالمَوت، صلِّ على محمَّدٍ و اهل بيته، و اتنا و جميع المؤمنين والمؤمنات فى مشارق الارض و مغاربها، فرجاً من عندك عاجلاً، بشهادة ان لا اله الا اللَّه و اَنَّ محمداً عبدك و رسولك، صلَّى اللَّه عليه و اله، و على ذريَّته الطَّيبين الطَّاهرين، و سَلَّمَ تسليماً كثيراً.
 

 

 

در حديثى از امام صادق - عليه‏السلام - آمده است كه:

« جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود.

 خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت.

 خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت.

و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است.

 و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه – سلام الله علیها - اشتقاق پيدا كرد.

 پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند.

 و خدا فرشتگان را از نور آفريد. پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم.

 و آن هنگام كه آدم - عليه‏السلام- را آفريد. آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم.

پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم.

خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى !

 (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است.

 سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود.»

 [تفسير فرات، ص 11، ط نجف.]

 

یا زهرا جان مددی !



دیوانۀ تو هر دو جهان را چه کند ؟!


هو المحبوب

 

چند وقتی است که ؛

 

نمی دانم

 

کی ام ،

 

چی ام ،

 

کجایم ،

 

چه می کنم ،

 

چه می کنند ؟!

 

 

 

 

چند وقتی است که ؛

 

دیگران دیوانه خطابم می کنند

 

و

 

می خندد

 

و

 

گاه گاهی ، نگران و مضطرب می شوند !

 

 

 

 

چند وقتی است که ؛

 

آسوده شده ام

 

از حرف هایشان ، ناراحت و دل آزرده نمی شوم !

 

 

 

 

چند وقتی است که ؛

 

از خطاب

 

دیوانه

 

خشنودم !

 

چه نام زیبایی !

 

چه قدر شادم با این خطاب !


چه قدر بزرگ و عزیزم با این عنوان !

 

 

 

 

چند وقتی است که ؛

 

چیزی نمی دانم

 

از هستی و نیستی ،

 

حسی از وجود و عدم ندارم ،

 

فقط

 

می دانم که

 

تو در عین عدم ، هستی !

 

و

 

تنها وجود ، توایی

 

و

 

دیگر هیچ !

 

 

 

 

چند وقتی است که ؛

 

از لطف آن یار نازنین ،

 

دوباره به درگاهت پذیرفته شدم

 

و

 

چند باره متولد شدم

 

چه سعادتمندم در سایۀ  آن مهربان !

 

 

 

 

چند وقتی است که ؛

 

فقط

 

تو  هستی

 

و

 

تو !

 

 

 

آن کس که تو راشناخت،جان راچه کند ؟

 

فرزند و عیال و خانمان را چه کند ؟

 

 

دیوانه کنی،هر دو جهانش بخشی !

 

دیوانۀ تو هر دو جهان را چه کند ؟!

 

 

یا زهرا جان مددی !