بانوی دو گیتی ، زهراء
هو المحبوب
ای محبوب جانی ام !
می دانم که می دانی
چقدر دلتنگتم !
می دانم که می دانی
چقدر خالی ست
حضورت در قلبم ،
باورت در خاطرم ،
ذکرت بر زبانم !
ای محبوب جانی ام !
حال که تقدریم را چنین کردی ...
پس
کمکم کن تا همیشه
برای تو باشم
و
برای من باشی
ای عشق آسمانی من !
ای محبوب جانی ام !
می دانم که می دانی
چقدر دلتنگتم !
دلتنگ زیبایی و جذبه ات ،
دلتنگ پاکی و زلالیت ،
دلتنگ مهربانی و عطوفتت ،
دلتنگ گفتار و سکوتت ،
دلتنگ عتاب و بخششت ،
دلتنگ محبت و عشقت ،
دلتنگ
تو
فقط
تو !
ای محبوب جانی ام !
می دانم که می دانی
چقدر راضی ام !
من به تو اطمینان کامل دارم ،
اصلا
« هر چه از دوست رسد، خوش است!»
و
واقعا هم خوش است
هم خوش و هم زیبا
زیبای زیبا !
چه دیدنی است، حمکرانی مالک بر مملوک !
چه شیرین است، امر مولی بر بنده !
و
چه خوش است، بنده بودن چنین محبوب زیبایی !
لله الحمد
یا زهراء جان مددی !
